نویسنده : فاطمه قائدی ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٦

 

این روزها بازار وبلاگ ها کمی تا قسمتی بی رونق شده یا شاید هم سایر رسانه های مجازی بهانه ای شده که دوستان یا لااقل من کمتر به وبلاگ  سر بزنیم. به هر حال از همه عزیزانی که نتوانسته ام دعوتشان را اجابت کنم عذرخواهی می کنم.

تابستان برای من آبستن خنجرهای در آستین بود، اما آمده ام که با پاییز یک برگریزان اساسی داشته باشم. پاییزی که برای من اینگونه آغاز شد:

 

- همایش شاعران ایران و جهان

 20مهر و یاد روز حافظ در همایش شاعران ایران و جهان 43 شاعر از 31 کشور مختف جهان از جمله:

  انگلستان، آمریکا، دانمارک، نروژ ،چین، کرواسی، صربستان، بوسنی و هرزگوین، ،  اروگوئه، الجزایر، ترکیه، اتیوپی، آفریقای جنوبی، تاجیکستان، هندوستان، و ... در دانشگاه شیراز حضور داشتند که دو شاعر ایرانی هم به قرائت اثر پرداختند: جناب منصور اوجی و  من .  

شعرخوانی من در همایش شاعران ایران و جهان  

 ------------------------------------------------------------------------------

- برپایی"خانه شعر"  فرهنگ سرای هنر

 عصر شعر "ساقی شکردهان" با حضور استادمحمدعلی بهمنی و سخنرانی دکتر حسنلی در فرهنگ سرای هنر شیراز آغاز خوبی بود که به زعم دوستان بسیاری از یادها و خاطرات گذشته شاعران چیره دست هم استانی زنده شود.

خانه ی شعر فرهنگ سرای هنر شیراز هم از همان روز کلید زده شد. از این به بعد در این مکان شاهد برگزاری جلسات تخصصی در حوزه شعر و نقد خواهیم بود. علی رغم اصرار دوستان، تمایلی به برگزاری انجمن موازی در سطح شهر ندارم و به نظرم این روزها در حوزه شعر نیاز مبرم، بحث های تخصصی است. به امید روزهای خوب با همراهی شما.

 

 عصرشعر ساقی شکردهان

 

از راست:مجتبی صادقی-طاهره خنیا-محمدحسین بهرامیان- استاد مجرد-علی بهمنی-حمیدلاری-طیبه نیکو-سیماقاسمی-دکترحسنلی- حسین پارسا-لیلامحمودی-حمید رحمانیان

                                                                                          

                                                     

                                  +++++++++++++++++++++++++

درضمن انجمن های فعال در سطح شهر شیراز که دوستان را دعوت می کنم به حضور:

سه شنبه ها: انجمن شعر حوزه هنری

چهارشنبه ها : انجمن شعر کتابخانه حافظیه

پنجشنبه ها: انجمن رهیاد 

در مورد  اطلاعات بیشتر جلسات تخصصی خانه شعر از پاسخگویی تلفنی معذورم، لطفا در همین وبلاگ پیام بگذارید.

 

 

در پایان بی مناسبت نبود شعر روانکاوی را که مورد علاقه استاد بهمنی ست تقدیم کنم  اما از آنجایی که رونویسی ها یا به عبارتی ارائه ی نسخه های متعدد از روی دست شعر اصلی زیاد شده!  یک شعر می گذارم از سال 88 :

 

اتفاقی که هیچ ربطی به بحث اصلی نداشت من بودم

خارج از متن عاشقت بودم رفت در حال آمدن بودم

 

مردِ کنسرو عنکبوتی من، کوه لنگ و کویر لوطی من

عشق، فرهاد توی قوطی من... من ! که شیرین کوهکن بودم!

 

سروِ پاشیده توی باغچه ات.. سر و پا چیده توی تاقچه ات

پشتی مست کرده در کمرت...کوری این اجاق من بودم

 

ترس از دست دادن موضوع، ساختار خیال ناموزون

آفت شرم و شوق در مضمون ... نعل بندی که در لجن بودم

 

صرفه جویی در آب های جهان، دست بردن به خلوت باران

مستند ساز ساده ای بودم، سعی کردم.. ولی گون بودم

 

صبح از کادر می زدم بیرون به جماعت سلام می کردم

پیش پایم کنار می رفتند بنده گاری این چمن بودم!!

 

من بدلکار توی محکمه ات ، من هماغوش با مجسمه ات

بعد ازاکران فیلم فهمیدم تازه در نقش پیرهن بودم!

 

باز هم بگذریم از بگذر ! چرخش روزگار بازیگر

.

.

.

من که یک حلقه ی قسم خورده توی انگشت چند زن بودم